X
تبلیغات
نماشا
رایتل

شوق پرواز  چاپ

تاریخ : شنبه 5 آذر‌ماه سال 1390 در ساعت 03:32 ب.ظ

و باز محرم...
از همین حالا بوی اطعمه ی نذوراتی برای بعضی بیشتر به مشام می رسد و رفتن توی خیابان ها و هیات های عزاداری را نظاره کردن، چشم چرخاندن و آدم های تازه کشف کردن ، روضه و مسجد را بهانه کردن برای همه ی بدقولی هایشان "و تقصیر را چه آسان از سر خود رها می کنند!"
وه که چه معرفتی دارند بعضی ها!
اینها فقط همین چند روزشان عاشوراست و همان جا که ایستاده اند کربلا شاید هم فقط مقتل حسین کربلایشان باشد.
نسیم سرد پاییزی می وزد و رد اشک را روی گونه ماندگار می کند . لباس مشکی اش را می پوشد ،اذان شده ، می زند بیرون تا برسد به کربلا به قاعده ی "کل ارض کرببلا" و بنشیند زیر همان بیرق عاشورایی به قاعده ی "کل یوم عاشورا"  او برایش تفاوتی ندارد ، فارغ از زمان و مکان ، هر روز به یاد حسین اب می نوشد و بغضش را جرعه جرعه با آب فرو می دهد...و بیشتر به جای لفظ "مرسی" می گوید "اجرت با حسین"
آی آدمی که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" را معنا کردی ، حالا دارد می آید عاشورای واقعی و کربلای واقعی!
اکنون بنگر  که کدام روز برای تو عاشوراست و کدام ارض برای تو کربلا...و تو چگونه این جمله را معنا می کنی؟؟؟
"یا حسین" می گویند و "حسین" را از یاد برده اند. لق لقه ی زبان را شنیده ای؟ همان است ذکر یا حسینشان!فعلشان با ذکرشان هم خوانی ندارد.
نمک روی زخم پاشیدن می دانی چیست؟ و ما شده ایم نمک روی زخم های حسین! وای بر ما که رنج ها می کشد حسین از "ان قومی لا یعلمون".
خودت را بسنج با معیار حسین. اصلا تا بحال اندیشیده ای اگر حسین نبود تو چه بودی؟
چشم هایم بر حسین تعظیم می کنند، و تعظیم چشم روی هم رفتنش است و هیچ ندیدن ... و خیس شدنش. چنان که تاثیرش بر سایر اعضا آنی است. به خاک می افتند در عالم ثبوت اما در عالم اثبات قدرت ندارند تا خودی نشان بدهند. آشوب ذهنم تعظیم چشم را به باران مبدل می کند.. و تو چه می دانی خود را هیچ دیدن و همه را حسین دیدن و در خود شکستن چگونه است.
براستی اگر حسین نبود ایستادن رااز که می آموختیم؟
اگر کربلا نبود زیبایی های عالم را کجا می یافتیم؟
مگر آدم های عاشورا وکربلا جز انسان بودند؟ آری فقط انسان بودند ، نه فرشته... و مختار بودند ، نه مجبور
بیا کنارشان بایست. خودت را بنگر و آنها را نیز.همه اشرف مخلوقاتیم اما کدام شرافتش بیشتر است؟
چشم هایت تعظیم کرده اند؟!
همین حسین می آید روز محشر و تو با او سنجیده می شوی...
"خودت را بسنج با معیار حسین پیش از آن که سنجیده شوی با معیار حسین"
_____________________________________________________________________________
عـــــ...کس نوشت:
شب های شنبه که می شود "شوق پرواز" یاد واپسین لبخند هایت را زنده تر میکند...
چه قدر زیبا لب گشودی برای خندیدن که آن دلدار فرمود:
"شهدا در قهقه ی مستانه شان عند ربهم یرزقون اند"
بابا!
خنده ات حاکی از راز نگفته ایست که با آن پرواز در سینه ات جا خوش کرد...
و من در حسرت خنده هایت به این تصویر چشم می دوزم ...









powered by blogsky.com