X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تا به کی رنج پیاپی؟؟؟  چاپ

تاریخ : دوشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1390 در ساعت 01:32 ب.ظ

                                                       امام خامنه ای       

  

آقاجان! 

تو را چه شده که این گونه آن ودیعه ی الهی را به رخمان کشیدی؟ 

و ما را چه شده که ولی مان را به شکوه در آورده ایم؟ 

« اهل کوفه نیستیم » شعارمان شده ، اما نمی دانم چرا اهل کوفه شده ایم؟! 

جانمان به لب رسید وقتی آن روز مولا و مقتدایت را شاهد و ناظر گرفتی و امروز... 

انگار بعضی فراموش کرده اند که پشتوانه ی بودنشان تاییدات تو بوده است و اگر لبخند رضایتت نبود ، آنها هم نبودند! 

ملاک صراط مستقیم است. و تو راهنمای ما در این صراطی و هر که را ، میل راهی دیگر باشد مارا با او کاری نیست. 

اگر بگویم پدر ، درد نهفته ای که با شنیدن آن نهیب ولایی ات بر سینه ام نشست آشکارتر میشود، زیرا آن روز که پدران ما رفتند ، سفارش تو را کردند و سفارش آن دستان یتیم نوازت را ... 

من  دستانم را در تشت آبی فرو برده ام که دستان تو در آن است . مثل آن روز و زنان کوفه و علی... 

اما نه کوفی وار ، بلکه زهراوار

روزی برای بودن های مقدس پدر دادیم و امروز نیز اگر اشاره ای کنی جانمان را قربانی دل رنجیده ات می کنیم. 

پدر جان! 

باز هم پدری کن، ببخش،

کـــــــــــــــــــــــــوفه اکنون آرام است... 

_____________________________________________________ 

درد نوشت: 

قرار نبود این که شد، بشود.

اما این درد را التیامی و این قلم را ایستادنی نبود...

 

به خون سرخ پدر اقتدا می کنم...





powered by blogsky.com