X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

ایا نخواهی امد؟؟؟  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1389 در ساعت 12:52 ب.ظ

دیشب  

خرمن جانم اتش گرفت،

غم 

ریشه اش  

دوباره سبز شد 

به سبزی جلبک های دریایی 

وبه قامت  

سرو 

 

شبی  

پر از دلتنگی 

پر از بی تابی های من 

شب  

دیباچه ی راز من است 

 

دلم 

تنگ باران است 

می خواهم  

بازگردم به ایوان تا به باران نزدیکتر باشم 

و مهربانی را بیاموزم 

خیس 

و مهربانی را بیاموزم 

غمناک 

 

باید به رنگ ابی و بسیار ارام گریه کنم 

تنها. 

ایه ای غریب  

و لبخندی خشک مانده ام 

ایا نخواهی امد 

بر بالین لبخند هایم؟؟؟ 

 

سوگند به شبستان مهتابی نگاه تو 

اگر بودی 

نمی گفتم 

حالا 

شبنم  

کجا  

بنشیند.... 

... 

.. 

.





powered by blogsky.com